تبليغاتX
بیابان طلب

 

  ای که از کوی تو امروز نیامد خبری

چشم من مانده بر در ببینم اثری

باز کن پنجره را تا که ببینم رخ تو

یا که باید بکنم سعی و صفای دگری

ماه تابان من امشب نکشی روی به ابر

من به دنبال رخت گوشه ی چشمی نظری

می کنی ناز بدان نازکشی پیشه ی ماست

من که دلخوش  به تبسم ز توام کی گذری

دست بر چانه خود باز تفکر از چه

نکند یار دگر هست میان منتظری

عهد بستم که با توبمانم ای یار

میروی با دگران گریه ی من می نگری

9/3/88

ساعت 12 ظهر

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 12:50  توسط a.b.a  |