تبليغاتX
بیابان طلب

 

مژده که یارم آید

بوی بهارم آید

سبزه به گل نشسته

گل به کنارم اید

عطر به باغ رسیده

بوی نگارم آید

غنچه ی گل وا شده

دولت جانم اید

چشمِ منو رای سبز

جمعه به کامم اید

19/3/88

9:30

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 9:50  توسط a.b.a  | 



 

  ای که از کوی تو امروز نیامد خبری

چشم من مانده بر در ببینم اثری

باز کن پنجره را تا که ببینم رخ تو

یا که باید بکنم سعی و صفای دگری

ماه تابان من امشب نکشی روی به ابر

من به دنبال رخت گوشه ی چشمی نظری

می کنی ناز بدان نازکشی پیشه ی ماست

من که دلخوش  به تبسم ز توام کی گذری

دست بر چانه خود باز تفکر از چه

نکند یار دگر هست میان منتظری

عهد بستم که با توبمانم ای یار

میروی با دگران گریه ی من می نگری

9/3/88

ساعت 12 ظهر

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 12:50  توسط a.b.a  | 



 

لعبتی آید ولی دلدار نیست

نغمه ای آید ز کوی یار نیست

بر دوچشمانم نگر جز روی یار

جز رخش را مرحم دیدار نیست

هرکه دید گفته ست رنجور چه باد؟

درد ما جز دوری غمخوار نیست

روزه ام تا دیدن یار عهد ماست

کی شود افطار اذان گو کار نیست

عید فطر اید وقت دیدنش

بی هلال روی او افطار نیست

بار الها ماه من کی می رسد

جز می لبهاش طعامی بار نیست

ساعت 7:00

4/3/1388

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 13:53  توسط a.b.a  |