تبليغاتX
بیابان طلب

این همه دشت سرخ شده زخون است

بیان ظلم و جور قوم کین است

 

پیکر غرق خون تو چنین است

نیزه و خنجری که بر جبین است

 

دشت به خون نشسته هم غمین است

اسب به خون نشسته هم چنین است

 

پیکر چاک چاک تو خدایا

بر سر نیزه ی  قوم جبین است

 

در غم تو به سوگ عرشیانند

صاحب حق به خاطرت  غمین است

 

ال عبا نظاره بر زمین است

گریه کنان ختم رسول دین است

 

گریه خردسال خاندانت

شقاوت ال ابی سفین است

 

خیمه و بارگاه تو همین است

که سوخت در شقاوت لیئن است

 

پیر و جوان تو به خون چنینند

حماسه ال عبا همین است

 

اکبر و اصغرت به خون اجینند

نهایت شقاوت این چنین است

 

پیکر عباس به خون نشسته

دست جدا زان نگین دین است

 

مشک فتاده در کنار فرات

اب نخورده را عطش ز کین است

 

خون ترا خون خدا بدانم

گریه كه نه خون ز چشم همین است


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 20:31  توسط a.b.a  |