شاید که شمع گوید سِر تو یا علی
با قطره قطره ی اشک مِهر تو یا علی
گویا شنیده شمع از قصه گوی شب
شب های باغ و چاه دیدار تو یا علی
سر برده ای کجا بهر کلام خود
گویی به چاه و خاک هجر تو یا علی
نانی که شب ِبری از بهر کودکان
از وقت زخم تو شیر تو یا علی
وقت سحر گذر از کوچه می کنی
مرغان به پای تو زنجیر تو یا علی
الله اکبرت بیدار خصم و دوست
تا بر کشد نیام خنجر تو یا علی
وقتِ نماز و خون محراب مسجد است
جهل است کوفیان آخر تو یا علی
فزت و ربِ تو لرزاند کوفه را
مردم ز خواب جهل بیدار تو یا علی
ای شمع کُن خموش گریان نور عین
زینب حسن حسین بهر تو یا علی
جمعه 29/6/87
ساعت 20:15

می خواستم باهات حرف بزنم
دنبال بهانه بودم
هر چند هر روز چند بار باهات حرف می زنم
ولی نه اینطوری
دنبال بهانه چشماموبستم
بعد چند لحظه
چشمو باز كردم دیدم هر چی نگاه می كنم
بهانه برای با تو صحبت كردن هست
چه بهانه ای بزرگتر از این چرا كه همه نشان از تو بود
كه انچه الان چند لحظه ای بر هم نهادم
چشمانم بهترین بهانه هست
چه نعمت ای دادی كه من هر چه
بگویم كم است
پس بهانه هست برای حرف زدن
ولی چشمانمان بسته هست كه نمی بینیم
دیدم همه جور کورم که ندیدمت
به هر طرف نگاه کردم آیات تو را دیدم
با بهار و همه ایام آیات و نشانه هایت همه جا نمایان
شاهکار خلقت را هر طرف می بینی
باید گفت:
ای حسن و جمالت همه پیداست
نا دیدنی تو ز دل ماست
بر هر چه نظر رفت تو دیدم
آیات و نشانه هات زیباست
به گل نگاه می كنم
گلبرگها را
چه زیبا و به غایت هماهنگی
نقاشی شده رنگها مختلف ولی چشم نواز
اوج هنر را می بینی ......
چه بگویم كه عاجزم و زبان قاصر....
اینها را میگم و هر روز درنماز باهات
حرف می زنم و می گویم: ای خدای بزرگ
ای خدای مهربان ...ای خدای رحیم ..ای احد ..ای صمد
و.....
ای بی نیاز..ای خالق ..همه را میگم و میگم
من قطره ام و توبیکرانی ....
از لطف تو هست چنین جهانی
اما این بار می خواهم یه جور دیگه
باهات حرف بزنم
همه اینها را گفتم كه یه چیزی دیگه بگم
که توی این کلمات نبود
بزرگا..كریما..رحیما..علیما...خالقا
می خواهم بگویم: دوستت دارم خدای من
نمی دونم چرا تا حالا
نگفتم

توی حوض دل من
با اب چشمه ی تو
میشه فواره بپا شه
بره توی ابرها
توی دستای من آن
ماهی قرمز تو
اگه من ببوسمش
گناه نداره والله
اگه در وا بکنی
کنار چشمه ی تو
بگو من بنوشم آن
شراب جاری تو
توی دستام بگیرم
آب زلال چشمه
بزنم بصورتم
نگام توُ چشمه ی تو
می نشینم لب جو
صدای نغمه ی تو
که صدا میاد نگو
دارم می میرم از تو
28/4/87
ساعت 01:15






