تبليغاتX
بیابان طلب

 

من كه خرامان تورا ديده ام

باز نگو  دام كجا چيده ام

 

ياد همان روز كه در دام تو

تشنه تر از بچه به دنبال تو

 

باغ تو ديدم شده مبهوت تر

ميوه ي  كالتَ چو عسل بيشتر

 

نازكه كردي زهمه نازتر

خواستن روي تو شد بيشتر

 

كوچه ي تو سر به سرش نام تو

هر كه  نهد پاي  به ان دام تو

 

باز كني عشوه ي خود بيشتر

تير و كمان سوي من افزون تر

 

چشم تو اي نرگس افسون من

هرچه تو خواهي بگو مجنون من

 

شامه نوازم همه گيسوي تو

بوي بهاري همه از سوي تو

 

چون كه فرار هم بكني دلنشين

آهوي صحراي مني خود ببين

 

باد به گيسوي تو چون مي رسد

فرصت مستي به من آسان رسد

 

گو به كجا فرصت ديدار هست

بوسه به لبهاي تو بسيار هست

 

چون بله گويي چها مي شود

وعده ي ديار بپا مي شود

 

مركز ايران قرارگاه ماست

صبح شود شام شود آن ِ ماست

 

  

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 14:57  توسط a.b.a  | 



474167l68h9nknqq.gif884414aeo26qlzts.gif474167l68h9nknqq.gif

884414aeo26qlzts.gif2vbu3dg.gif2vbu3dg.gifسلام2vbu3dg.gif2vbu3dg.gif884414aeo26qlzts.gif

474167l68h9nknqq.gif884414aeo26qlzts.gif884414aeo26qlzts.gif474167l68h9nknqq.gif

بوی گلهای بهاری منو مست دیونه کرده

جای بلبل توی دشته که اونم دیونه کرده

صدای ریزش بارون که توی ایون شنیدم

که بهار خودش می گفت بهار منو دیونه کرده

هر کجا سرک کشیدم که ببینم عاقلی رو

که خود عقل می گفت بوی بهار دیونه کرده

دلم از شوق بهار پر میکشه تا آسمونها

آسمون یواشکی گفت منو هم دیونه کرده

اومدم نگاه کنم ماه تو اسمون دوباره

که به شوق دیدن بهار اونم دیونه کرده

ای خدا بهار رسوندی که همه دیونه باشند

که خود دیونگی هم بهار دیونه کرده

1/1/1387

ساعت 10:30

شاد باشید و بهاری

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 11:12  توسط a.b.a  |