تبليغاتX
بیابان طلب

دگه چه خبر

 

دگه لحظه شماری که

 

تو در وا کنی

 

و جلوه گری باز نمائی

 

که سحر پیش من ایی

 

و سحر تازه نمایی

 

که کنار تو نشینم

 

سخن تازه بگویم

 

که سحر ره گشاید

 

صبح صادق بنمایی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 17:14  توسط a.b.a  | 



ز دو چشم مست گوئیم

ز شراب هست گوئیم

که به چشم مبتلائیم

به شراب آشنائیم

که قدح قدح بنوشم

ز شراب آن لبانت

تو مرا به چشمه بردی

ز حیات و آب گفتی

تو خود آن حیات و ابی

که به چشمه ات گذشتم

۸۵/۰۸/۱۴

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 13:34  توسط a.b.a  | 



الهی رضا برضاک و تسلیما به امرک

گریه امان نمی دهد

قطرات اشک سرازیر است

به هر طرف که می روم ارام نمی گیرم

صحنه کارزار دیروز و چکاچک شمشیر

ورجزخوانی ها و حمله های بی امان

و هر لحظه ای پیکری را در محاصره

شمشیر که بی امان بر پیکر ان عزیزان

فرود می امد

به کنار فرات می رسم

ای اب تو را چه می شود

که خود را از خاندان نبوت دریغ داشتی

 عباس ان دلاور میدان

هر باربه صف خصم می زند

تا راهی به اب پیدا کند

خود را در تیر رس دشمن قرار می دهد

چندین بار حمله می کند

به کنار فرات می رسد

و مشک را پر اب می کند که برگرد

عباس بین  دشمن قرار گرفته

و چشم به ان طرف دوخته که

که کودکان منتظر اویند

نگویم که شرح ان را توان شنیدن نیست

چگونه از عباس سخن گویم

و یاد مولا علی نیفتم

انگاه که عباس را برای این روز اماده کرده بود

در هفت سالگی عباس را برای این روز تمرین داد

دست راست عباس را بست و با چوب تمرین جنگ نمود

هر دو دست را بست و عباس با دندان جنگید

عباس تمرین عاشورا را در ان روز انجام داده بود

این بود که روز عاشورا عباس دوباره همان گونه

که قبلا جنگ کرده بود

در میدان کارزار .........

چون جدا شد دست عباس دلاور

ای قوم چرا راضی نشدید و باز به علمدار حمله کردید

اي خدا اين قوم را چه شده

چگونه بعد از اين روز اسم مسلمان بر كوفيان بماند

ننگتان باد كه بعد از عاشورا اسم رسول خدا را بياوريد شمایی

که با خاندان رسول خدا اینگونه برخورد کردید

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 0:48  توسط a.b.a  | 



عشق را معنی ز نامت یا حسین

جمله عاشقها فدایت یا حسین

 

عشق را در عرش معنی کرده ای

با تمامی یار واصحاب یا حسین

 

نینوا را نی نوا کردی حسین

گریه را شد گریه گردان یا حسین

 

نامه ها از عاشقان بسیار بود

لیک روز خواندن کم یا حسین

 

عشق را تعبیر با خون کرده ای

عرش را یکسر تو گریان یا حسین

 

جسم تو را در كجا جويم حسين

سر جدا پیکر جدایی یا حسین

 

چون به دنبال تنت زينب بود

با سرو يابا تنت نجوا يا حسين

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 18:23  توسط a.b.a  | 



این همه دشت سرخ شده زخون است

بیان ظلم و جور قوم کین است

 

پیکر غرق خون تو چنین است

نیزه و خنجری که بر جبین است

 

دشت به خون نشسته هم غمین است

اسب به خون نشسته هم چنین است

 

پیکر چاک چاک تو خدایا

این همه ظلم چرا کسی نبیند

 

در غم تو به سوگ عرشیانند

صاحب حق به خاطرت  غمین است

 

ال عبا نظاره بر زمین است

گریه کنان ختم رسول دین است

 

گریه خردسال خاندانت

شقاوت ال ابی سفین است

 

خیمه و بارگاه تو همین است

که سوخت در شقاوت لیئن است

 

پیر و جوان تو به خون چنینند

حماسه ال عبا همین است

 

اکبر و اصغرت به خون اجینند

نهایت شقاوت این چنین است

 

پیکر عباس به خون نشسته

دست جدا زان نگین دین است

 

مشک فتاده در کنار فرات

اب نخورده را عطش ز کین است

 

خون ترا خون خدا بدانم

مرثیه خوان این عزا حبیب است

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 22:22  توسط a.b.a  |