تبليغاتX
بیابان طلب

کاشکی در قلب تو جا داشتم

تا سحرگه با تو نجوا داشتم

کاشکی شبهام شب یلدا بود

تا تو را با خویش تنها داشتم

کاشکی  پنهان ز چشم دیگران

در کنارت سر به شکوا داشتم

کاشکی رخ وا نمایی یک نظر

دیدن رویت تمنا داشتم

کاشکی می شد که ابری جمع کرد

تا تورا در سایه اش من داشتم

کاشکی باران ببارد روز و شب

تا ز کویت من نسیمی داشتم

کاشکی در زیر باران لحظه ای

شبنم لبهات چیدن داشتم

کاشکی مه می گرفت اینجا را

تا تو در آغوش خود من داشتم

کاشکی دیدار ما پایان نداشت

تا همیشه در کنارم داشتم

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 15:55  توسط a.b.a  |